سيد محمد دامادى

304

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

زاهد شرابِ كوثر و حافظ ، پياله خواست * تا در ميانه ، خواستهء كردگار چيست ؟ [ حافظ ، غزل 66 / 8 ص 148 ] بيا اى شيخ و در خمخانهء ما * شرابى خور كه در كوثر نباشد [ حافظ ، غزل 158 - / 5 ص 332 ] بهشتِ عَدْن گر خواهى ، بيا با ما به ميخانه * كه از پاىِ خُمَت روزى به حوضِ كوثر اندازيم [ حافظ ، غزل 367 / 7 ص 750 ] فردا شرابِ كوثر و حور از براىِ ما است * و امروز نيز ساقىِ مَهروى و جامِ مى [ حافظ ، غزل 421 / 6 ص 858 ] سورهء يكصد و هشتمين قرآن كريم « مكّى » و به نام « كوثر » است كه سه آيت است ، پس از ماعون و پيش از كافرين . و مفاد بيت اين است كه : درخت طوبى ، پيش اعتدال قامت تو ، خاك پست است و دست تو ، زهاب و سرچشمهء آب كوثر است . گو ؛ به ضمّ اوّل ، به معنى گوى باشد كه آن را با چوگان بازند . [ برهان قاطع ] گوى كه به چوگان بازى به آن كنند [ غياث اللغات ] چو چوگان فلك ، ما چو گو در ميان * برنجيم از دستِ سود و زيان [ فردوسى ، شاهنامه ج 2 ص 1445 بروخيم ] خواهم اندر پايش افتادن چو گو * گر ، به چوگانم زند ، هيچش مگو [ سعدى ] در حلقهء صولجانِ زلفش * بيچاره دل اوفتاده چون گوست [ ترجيعات سعدى ] فلك ؛ كره‌يى كه حركتش ذاتى و دورانى است ، منطقهء هر كره را نيز فلك مىنامند ، به عقيدهء حكما فلك جسمى است بسيط كه از عناصر تركيب نشده و قابل خرق و التيام نيست ، فلك را جرم ابداعى نيز مىگويند [ كشّاف اصطلاحات الفنون ] در